گنجور

 
طالب آملی

بیاکه گرمی هنگامهٔ بلا اینجاست

کرشمها همه اینجا و نازها اینجاست

هزار مملکت افتاده به زملک وجود

من ندیده‌جهان را گمان که جا اینجاست

زدیده‌ام گل خون جوش میزند گوئی

که قتلگاه شهیدان کربلا اینجاست

تمام نور نظر در طواف گلشن اوست

همینقدر که توان‌دید پیش‌پا اینجاست

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی