گل پرده بروی تو گشودن نتواند
مه سر بکف پای تو سودن نتواند
بیرخصت لعل لب او صیقل ساغر
زآئینهٔ دل زنگ زدودن نتواند
در مرتبهٔ یایه فزاید ز فلک قدر
بر پایهٔ حسن تو فزودن نتواند
دفع نم چشمم نکند تاب رخ یار
خورشید عرق خشک نمودن نتواند
«طالب» ز بس افسردگی جذبه عجب نیست
گر کاهربا کاه ربودن نتواند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.