پیش از این شور محبت همه را در سر بود
رنگها را بشکستن هوس دیگر بود
هیچ دل تاب نسیم ستم هجر نداشت
سینه از شیشه در این میکده نازکتر بود
عشق در خرمن این سینهٔ پر دود فکند
آتشی را که دل سوخته خاکستر بود
در فراقت گل ما بوی مارنگ نداشت
حال ما بی تو چو احوال تن بی سر بود
دوش در مجلس ماعود ز حیرت میسوخت
زانکه دلها همه افراخته چون مجمر بود
چه عجب گر شدم آواره که در وادی عشق
ره نمیبرد بخود آنکه مرا رهبر بود
صبر و آرام و سکون بی مزه ئی نیست دلا
شورز آشوب و فغان را نمک دیگر بود
از لبم تا بگلو موج جراحت بگرفت
«طالب» این آب مگر آب دم خنجر بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.