بیا که با لب دل آستان غم بوسیم
تمام ذوق شویم و لب الم بوسیم
من و تو شانه کش زلف نالهای همیم
بیا بجایزهٔ هم دهان هم بوسیم
جو نامه سوی تو انشا کنیم هر ساعت
زبان خامه مکیم و لب رقم بوسیم
فلک هزار لب زخم بسته بردل ما
که ما بذوق دم خنجر ستم بوسیم
باشنائی مرغان گلشن کویت
همیشه بال و پر طایر حرم بوسیم
بهر دیار که سلطان عشق روی نهد
من و فلک همه جا سایهٔ علم بوسیم
متاع بوسهٔ ما وقف آستان غم است
بساط عیش و زمین نشاط کم بوسیم
زجوش اهل ریا باب کعبه مسدود است
بیا که وجد کنان درگه صنم بوسیم
گزیم تا بقیامت زبان دل «طالب»
اگر بسهو لب جام خاص جم بوسیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.