گنجور

 
طالب آملی

ای خطت مشک ناب بر آتش

عرق رویت آب بر آتش

چون تو همخوا به گر بدست افتد

می‌توان کرد خواب بر آتش

دیده‌ئی دارم از ترشح دل

خونچکان چون کباب بر آتش

بی‌تو چون طرهٔ تو بر رخسار

می‌زنم پیچ و تاب بر آتش

چهره برقع نشین مکن زنهار

نکشد کس نقاب بر آتش

آب حیوان اگر دهند کشم

رقم انتخاب بر آتش

بر دل خویش می‌کنم «طالب»

گریه همچون کباب بر آتش

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی