ایعشق دلم خونکن و داغم بجگر سوز
صد بارم اگر سوختهای بار دگر سوز
بر شعله گرانی نکند خشک گیاهم
سامان وجودم بیک افسرده شرر سوز
گفتم باثر خشک و تر دهر نسوزی
ای آه جگرسوز کهگفتت که اثر سوز
بیآتش تر زهد توخاروخسخشکاست
آنخاروخس خشک بدینآتش تر سوز
از بیعملی برق حوادث گله میکرد
گفتند برو کوکب ارباب هنر سوز
شرمندهشو از نالهٔ سوزندهٔ «طالب»
ایآه اثر سوز منای نخل ثمر سوز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.