مهر و وفا نماند بگیتی نشانشان
رفتم سوی عدم که به بینم عیانشان
افسرده میکنند بهم دوستان سلوک
گرمی نمانده است مگر باعنانشان
برخانه ز آن کرشمه شهیدان فتادهاند
ارواح غوطه خورده بآب سنانشان
زناریان عشق بلوح جبین شرم
از آبرو بود رقم زعفرانشان
سبزان «هند» در نظرم جلوه میکنند
پیچیده موی زلف بموی میانشان
(همت بلند دار که مردان روزگار)
تحت الثری است جلوه که عرشیانشان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.