بیتو برلب مزهٔ خون ننماید شیرین
تلخی بادهٔ گلگون ننماید شیرین
آنچنان تلخ مذاقم که لب عیش مرا
بوسه در نشاء افیون ننماید شیرین
منکه پیوسته میازساغر هجران زدهام
زهر در ذائقهام چون ننماید شیرین
در نظر با هوس گریهٔ تلخی که مراست
خندهٔ آن لب میگون ننماید شیرین
«طالب» ازتلخی ایام بچشم هوسم
جلوهٔ قامت موزون ننماید شیرین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.