جنسی است می که نیک و بدش هر دو دلکش است
آتش چه شعلهناک و چه بیشعله آتش است
هرشب ز مهر بر سر غمهای عشق دوست
تا صبح در میان من و دل کشاکش است
غافل چنین ز حال مشوش دلان چراست
آخر نه تار سنبل زلفش مشوش است
عشقم دهد نوید که صد وعده در قفاست
راضی مشو بداغ جگر کین نمکچش است
«طالب» که خو گرفته بدرد شراب درد
آسوده در کشاکش میهای بیغش است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.