حدیث شکوهٔ آن تند خوی بسیارست
تو بی دماغی و این گفتگوی بسیارست
به عزم صید دل ما ز سنبلستانی
فرو مریز که یک تار موی بسیارست
تو مشک سنجی و درناف آهوی طبعم
هنوز خون تهی رنگ و بوی بسیارست
بیک دوجرعهٔ می قدسیم مشو سرمست
کزین مفرحم اندر سبوی بسیارست
چه وجد میکنی از یک نوای مطربیم
خموش باش، کزین هایهوی بسیارست
ادا طرازی من دلفریب یاران گشت
وگرنه شوخ زبان نکتهگوی بسیارست
مشوی دیده باندک ترشحی «طالب»
که گریههای گره در گلوی بسیارست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.