جان بیتو دراین جسم غماندوز نباشد
روزیکه نبینم رخت آن روز نباشد
بر پیرهن از شبنم گل آب فشانی
تا آتش بوی تو جهانسوز نباشد
دلگیر نگردم سر یاد تو سلامت
در کلبه اگر شمع شبافروز نباشد
عریانی من با قد خمیده دهد یاد
از کهنه کمانی که بر او توز نباشد
بگذار که در حسرت غمخوار بمیرم
بیمار تو منتکش دلسوز نباشد
غیر از کفن و زخم ندوزند همانا
در مملکت عشق قبادوز نباشد
سررشتهٔ هستی دهم از دست چو «طالب»
گر عشق مرا مصلحتآموز نباشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.