کرشمه نازک و لب نازک و سخن نازک
ز فرق تا بقدم همچو طبع من نازک
کسی که دیده بناگوش او شبی در خواب
نیایدش بنظر برگ یاسمن نازک
بعهد نازکی لاله زار عارض او
گمان مبر که گلی روید از چمن نازک
هزار سوزن رشکم فزود بر مژگان
کس که بر تن او دوخت پیرهن نازک
فغان که از گل و آب صنم نمیجوشد
کرشمهئی که شود طبع برهمن نازک
مگر ز غمزهٔ شیرین به تیشه داد الماس
که لوح فتنه تراشیده کوهکن نازک
چنان گداخته جوش خیال «طالب» را
که مو بمو شده چون فکر خویشتن نازک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.