گنجور

 
طالب آملی

ای مشک دقیقه خوار مویت

وی نافه خزینه‌دار بویت

هرچند گلی برنگ و بو لیک

آتش نرسد بگرد خویت

در کعبه دو رویه گر زنی تیغ

آن کیست که آورد برویت

آهوی حرم نگنجد از قدر

در سلسلهٔ سکان کویت

یا رب تو چه قبلهٔ که فرسود

پای مژه‌ام به جستجویت

آندل که پزد بنار الماس

پختن نتواند آرزویت

چون مرغ حرم که کعبه بیند

پرواز کند نظر به سویت

از بیم تو می‌که خصم رازست

بیرون ندهد نم از سبویت

(طالب) دل طاعت از تو شد شاد

نازم بنماز بی وضویت

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی