کو مطربی که زمزمهٔ شوق سر کنیم
هر دم به نغمهای مدد یکدگر کنیم
دل پارهئی که دید ز مژگان برون دهد
چون برگ لاله زینت دامان و بر کنیم
گر ناله نارسا بود از سینه تا بلب
آهی شوبم و در دل گرمی اثر کنیم
فواره های زهر بر افلاک سر زند
از کوچهئی که با گلهمندان گذر کنیم
مژگان ترشحی نکند ور کند بسهو
آن مایه نیست کز دو سه طوفان حذر کنیم
پروانه را زلمعهٔ خورشید فیض نیست
آن به که روی دل بچراغ دگر کنیم
عریانی نفس نمکین است تا بکی
خفتان شعله در بر آه سحر کنیم
بال کبوتران حرم نازکست کاش
این نامه های پر گله را مختصر کنیم
«طالب» بیا که سلسلهٔ عزم کعبه را
برهم زنیم و راه صنم خانه سر کنیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.