ز دیدنت شدم ای نازنین برنگ دگر
رخم برنگ دگر شد جبین برنگ دگر
زیک عتاب تو شاد، از یکی غمین گشتم
که آن برنگ دگر بود و این برنگ دگر
بود همیشه ز تأثیر آب دیده مرا
قبا برنگ دگر آستین برنگ دگر
کناره گیر شدم تا ز ژاژ خائی من
زمان زمان نشود همنشین برنگ دگر
ز رشک آن لب نوشین زمان زمان گردد
شکر برنگ دگر انگبین برنگ دگر
بر آن نسق نبود وضع روزگار که بود
زمان برنگ دگر شد زمین برنگ دگر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.