ساقی پیالئی که بگفتارم آورد
دستم بگیرد و بسر کارم آورد
آمادهٔ هزار صفیرم بکنج کاخ
کو شور بلبلی که بگلزارم آورد
زرد و ضعیف کرد مرا غایت خمار
کو جرعهئی که رنگ برخسارم آورد
در قید سبحه ماندهام آن برهمن کجاست
تا مو کشان بحلقهٔ زنارم آورد
دلال آگهست ز صد عیب شرعیم
ای وای اگر بروی خریدارم آورد
مرغ نگه ز روی تو هنگام بازگشت
برگ گل بهشت بمنقارم آورد
«طالب» ز فرق تا قدمم چشم انتظار
کو قاصدی که مژدهٔ دیدارم آورد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.