بشما رموی برسر، غم او بسینه دارم
زنسیم دل هراسم، دل آبگینه دارم
همه نشاء محبت همه مایهٔ ودادم
نه بدل شرار خصمی، نه غبار کینه دارم
نبود تهی دردستم، نفسی ز برگ عشرت
بیکی پیاله می، بیکی سفینه دارم
چو چنار و تاک دایم، بسخا گشاده دستم
نه چو غنچه زر پرستم، که بدل خزینه دارم
نه چو بحر دخل پرور چو سحاب هرزه خرجم
نه غم خزینه بردل، نه غم دفینه دارم
چه غبار خاکسارم، نه چو شعلهام سرکش
بفروشی محبت، بغرور کینه دارم
بلطیفه دوست سازم نفسی هزار دشمن
که بعلم مهربانی، دل بیقرینه دارم
برخ سفید «طالب» خط عنبرینهام بس
نه زغم که برسر و بر، چو زنان زرینه دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.