خوشدلی در صف ارباب بلا بیغم نیست
عیش این سوختگان هیچ کم از ماتم نیست
من و آزردگی از بیسر و پائی هیهات
یک سرمو دل ازین شیفتگی درهم نیست
ابر گو شعله فشان باش که در گلشن ما
بستر لاله و گل تکیه گه شبنم نیست
زخم را تشنه لبی ذوق دگر میبخشد
ورنه الماس به مرهمکدهٔ ماکم نیست
نکتهای نیست در اوراق جنون نامهٔ عشق
که در آن نکته فلاطون خرد ملزم نیست
در غم آویز که زخم دل بی تابان را
هیچ مرهم نمکافشان تر از این مرهم نیست
«طالب» این گوهر اسرار با اندیشه سپار
که جز اندیشه در این راز کسی محرم نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.