صبحش از صفحهٔ جبین پیداست
شامش از زلف عنبرین پیداست
شمع کافوری دو ساعد او
از دو فانوس آستین پیداست
حسن خط ظاهر است از آن گلرو
خوبی حاصل از زمین پیداست
از نگین خانههای حلقهٔ زلف
گل رویش نگین نگین پیداست
عشق زهر است و انگبین اما
زهر پنهان و انگبین پیداست
هر سرموی زلف او «طالب»
نیست بیفتنهٔ چنین پیداست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.