چو جلوه درچمن آن سرو لالهروگیرد
بهر گلی که کند روی رنگ اوگیرد
ز بس حریص بخون میم عجب نبود
که تاک پنجه گشاید مرا گلو گیرد
ره نفس مکشا ای نسیم صبح مباد
که بشکفد گل و آفاق بوی او گیرد
مرو بگلشن و میخانه بی رفیق مباد
می از تو رنگ ستاندگل ازتوبوگیرد
لقای دوست شود روزیش بوقت نماز
به آب دیدهٔ من زاهد ار وضوگیرد
ز مهر ساختهام کلبهای بدان نیت
که بیدلی چو رسد یاد دل در اوگیرد
چو آیدم بنظر بکر معنی «طالب»
چوغنچهدستحجا بیبهپیشروگیرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.