بر روی بسترم همه شب کار نالش است
پرواز خواب من بپر ناز بالش است
دارد در آستین مژهام گریهٔ که باز
این چشم ناغنوده مهیای مالش است
با شیشه سنگ بر سر صلح آمد و هنوز
با ما غنیم بخت بکین درسگالش است
صد جان بدل بیک نگه گرم میکنم
گر چشم نیم مست تو راضی به آلش است
مردم خراب زهره جبینان دیلماند
«طالب» اسیر سلسله مویان طالش است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.