زآن چهره گل بدامن اندیشه میکنم
خورشید میفشارم و در شیشه میکنم
تاکی جریده قطع توان کرد راه شوق
یکچند همعنانی دل پیشه میکنم
خونم مخور به تهمت آلودگی که من
زهرست این نه باده که در شیشه میکنم
میآیدم گهی گلهئی برزبان ولی
از نازکی خوی تو اندیشه میکنم
تخم محبتم که بهر شوره زار دل
قسمت حواله میکندم ریشه میکنم
جنسی مناسب تو نمیآیدم بچنگک
هرچند کنجکاوی اندیشه میکنم
«طالب» بیادآن لب شیرین چو کوهکن
بر بیستون دل مژه را تیشه میکنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.