منم که نشئه زیاد شراب میگیرم
بدست برگ گل از آتش آب میگیرم
مراست نشئه تردستی که گر خواهم
گلابها ز گل آفتاب میگیرم
بذوق آنکه کنم جوئی می بشهر روان
برشوه روز دوئی احتساب میگیرم
بشیخ شهر بگو می فروش میگوید
بهای جنس معین کتاب میگیرم
بساط گریه چو همسایگان بسامان
سحاب از من و من از سحاب میگیرم
ز بس گریستهام گل فتاد در چشمم
کنون بحسرت زآن گل گلاب میگیرم
ز جام دل عرق شعله خوردهام «طالب»
از آن دماغ ز بوی شراب میگیرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.