درمان وظیفهٔ دل ارباب درد نیست
از ما کسی که منکر درد است مرد نیست
صد صفحه میکنم برخ نیلگون نگار
آری رخم کم از ورق لاجورد نیست
هر کس که رنگ چهرهٔ من دید در شراب
داند که بی سبب رخ آئینه زرد نیست
دل تشنگی فزاید از آن جلوهٔ جمال
دردا که آب چشمهٔ خورشید سرد نیست
«طالب» نمیرود بمی از لوح دل غبار
این پردهایست ز آهن و فولاد گردنیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.