عذار خجلتم در اشک دامنگیر میغلطم
جبین انفعالم در خوی تشویر میغلطم
بپای ناقه زاهد کعبه فرسای و من از خجلت
بیک پهلوی دل شبگیر در شبگیر میغلطم
نمودم جوهر اندیشه و اندر مکافاتش
کنون ماند جوهر بردم شمشیر میغلطم
بصد موج صفا برمرکز خود ساکنم آری
سرشک گوهرم آلودهٔ تدویر میغلطم
زچندین قول مطرب بیاثر میزیستم «طالب»
کنون از یک نوای بلبل تصویر میغلطم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.