هوا خوش است و نسیم گل از هوا خوشتر
بهار خوش رخ مفلس فروز ما خوشتر
یکی ز یار خبر میدهد یکی ز بهار
نوای مرغ خوش و جلوهٔ صبا خوشتر
خوش است خوش سخن از سوز دل بیان کردن
وز او می کهن و پیر با صفا خوشتر
بآشنائی تن لاف قرب دوست مزن
بدل گرای که دل بادل آشنا خوشتر
دلا مجوش که ما زهرهٔ خموشانیم
بدست مطرب ما ساز بینوا خوشتر
ز کبک شیوهٔ طاوس گیر در ره عشق
قدم بکل بود از پای در حنا خوشتر
ره صبا مزن ایگل که همچو سنبل تر
گره خوشست بزلف گره گشا خوشتر
صفای دل بکف آور که در غلاف وجود
دلست آینه آئینه با صفا خوشتر
بگو که برچه ادای خوش تو دل بندیم
که هر ادای تو باشد زهر ادا خوشتر
به پرتوی دل ما شاد کن که آینه را
ز روی خوش نبود هیچ رو نما خوشتر
بدار بر در میخانه گوش تا لب جام
بگویدت که ز ملک جهان کجا خوشتر
مخوان چو «طالبم» از ناز سوی خود که مرا
میا خوش آید از آن لب ولی بیا خوشتر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.