صبحم بغم و شام بکلفت گذرانست
القصه مدارم بملامت گذرانست
شاید بنهایت رسد این کلفت و اندوه
نومید نیم شکر که محنت گذرانست
من آب گل آلود نیم جوی جهان را
یارب بچه عمرم بکدورت گذرانست
من جز الم و محنت و اندوه ندیدم
خوش عمر حریفی که بعشرت گذرانست
مشکل که زنم دست بدامان مرادی
من بیخبر و عمر بغفلت گذرانست
ضایع نکنم عمر به هنگامهٔ اوقات
آنست غنیمت که بخلوت گذرانست
«طالب» ز دل آسود غمی بر من رنجور
هر لحظه چو صد روز قیامت گذرانست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.