گنجور

 
طالب آملی

ز آن کاوکاو غمزه بخون در طپیدنم

از یاد رفته چاشنی آرمیدنم

زآن‌ست رغبتم که بگلزار روزگار

ناید گلی بچشم که ارزد بچیدنم

آن ناگوار میوهٔ تلخم که روزگار

جان برلبش رسد ز غم نارسیدنم

در کارخانهٔ تو نیایم بهیچ کار

یارب چه بود مصلحت آفریدنم

آخر لب دریغ نیم از چه روزگار

دندان نمود تیز برای گزیدنم

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی