بی تو جان مرد آرمیدن نیست
کار دل جز بخون طپیدن نیست
غیر پیراهن تو گشته ز رشک
چاره جز پیرهن دریدن نیست
بسکه گرمم بگریه از مژهام
قطره را فرصت چکیدن نیست
بس لطیف است آن گل رخسار
فرصت دیدنست و چیدن نیست
شیر مشرب مرا دلیست کز او
آهوی درد را رمیدن نیست
رشتهٔ عمر خود بخود گسلد
ای اجل حاجت کشیدن نیست
ثمر وصل خام چین «طالب»
زانکه این میوه را رسیدن نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.