تمام شب دلم افسانهٔ خیالش خواند
ز لوح سادهٔ خود نقش خط و خالش خواند
غرور حسن ندانند گذشت پنداری
بلوح چهره خود ابجد جمالش خواند
نیاز دل بپذیرفت چون ز لوح جبین
نهفته باز رقمهای انفعالش خواند
دلم سبک چو بسنجید محنت شب و روز
اگرچه بود یکی شب هزار سالش خواند
چو عمر باز چه کوتاه گشت طرهٔ یار
مگر بریده زبانی شب وصالش خواند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.