تاکیم روزه نقاب رخ مشرب باشد
من دهان بسته و پیمانه لبالب باشد
بهر تسکین دل از تشنگی آن شربت ناب
همگی دیدهٔ روزم بره شب باشد
خون طاعتخور و نور نظر مشرب باش
حیف نبود که کسی امت مذهب باشد
سعیرا بهکه زنم سنگ ندامت بر پای
چند سیر طلبم آنسوی مطلب باشد
ماندهام در خم وحشت گه افلاک اسیر
همچو آن طفل که زندانی مکتب باشد
شعله حلکرده پی دفع صداعم «طالب»
خوش دوائیست همانا که مجرب باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.