مرد عشقم یک سر مو بر تنم بیدرد نیست
چون بود آخر کسی کش درد نبود مرد نیست
بستر درد است و غم گستردهای بیمار عشق
چیست در خفتن تأمل عافیت گسترد نیست
صفحهٔ گلگون بپوشد زیور افشان خور
بیسبب رنگ عذار عشقبازان زرد نیست
مشت خاکی کآورد گاهی صبا از کوی دوست
خسرو دل را کم از صد گنج باد آورد نیست
گرداگر اینست کو را خاست از دامان زلف
سرمهٔ چشم ملایک خاک پای گرد نیست
«طالب» اینک میرود صفهای معنی در رکاب
گو مکن خورشید و ماهش همرهی کو فرد نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.