هر زمان میلم بدرد دوست افزون میشود
یکنفس گر فارغ از دردم دلم خون میشود
رنگ کی میگیرد آن لبهای میگون از شراب
بلکه می رنگین از آن لبهای میگون میشود
کی سزد همصحبت هر تار زلف او نسیم
بر سر یکمو میان مأوای او خون میشود
با طلب جاوید در پستی نماند هیچکس
گر زمین باشد باندک سعی گردون میشود
فارغ ار نوشد شراب عشق میگردد خراب
عاشق ار نوشد باول روز مجنون میشود
با می وحدت بیک حالت نمی ماند مزاج
هر که جامی میکشد حالش دگرگون میشود
روی گردان میشود از صحبتش فیض شراب
همچو «طالب» هر که او معتاد افیون میشود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.