بیدلم تار فغانم نگسلد
رشتهٔ آه از زبانم نگسلد
چون گلم ندهد بکف پیوند شاخ
گر چمن باد خزانم نگسلد
مومیائی گشته گویا درد عشق
گر شکست استخوانم نگسلد
بر براق برق اگر گردم سوار
پنجهٔ درد از عنانم نگسلد
بگسلد پیوند هر مویم ولی
دست از آن موی میانم نگسلد
میزنم آهوی مقصد را به تیر
گرزهٔ سعی از کمانم نگسلد
میشوم همسایهٔ گل گر نسیم
تار و پود آشیانم نگسلد
«طالبم» سرگرم انشای سخن
روز و شب کلک از بنانم نگسلد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.