نی تماشای چمن نی سیر باغم آرزوست
خلوتی با شاهدان درد و داغم آرزوست
کشته عشقم نمیگنجم در آغوش کفن
سیر جنگ کرکس و منقار زاغم آرزوست
از گل باغم گریبان بوی بی دردی گرفت
بعد ازین آرایش از گلهای داغم آرزوست
صاف ساغر باد ارزانی بنازک مشربان
منکه محنت پرورم درد ایاغم آرزوست
چشم خفاشم بظلمت مایل، از پرتو نفور
خلوتی بی شمع و بزمی بی چراغم آرزوست
پر مکرر گشته آمیزش بگل رویان باغ
اختلاطی با سیه چشمان راغم آرزوست
نیستم «طالب» ندارم چشم بر خمخانهای
نیم جامی بهر ترتیب دماغم آرزوست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.