بی شکر خندهٔ غم دیده نمکدان نکنی
گل خون زیب کله گوشهٔ مژگان نکنی
عطر گل هوش فریب هوس خار غم است
هان بتکلیف هوا سیر گلستان نکنی
امت دردشو آنسان که اگر بی دردان
گل اشکت بفرستند بدامان نکنی
نزنی ذوق ستم تا دو سه گلدستهٔ چاک
تحفهٔ دامن هر تار گریبان نکنی
از سخنها بجمادات تغافل اولیست
به که اینطایفه را داخل انسان نکنی
مرگ دل قابل آشفتگی هاتم نیست
گر همه زلف شوی موی پریشان نکنی
نیستت چون دل آزردن موری «طالب»
جای در حلقهٔ این مارنژادان نکنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.