نامهئی پرداختم کز دامنش خون میچکد
زهر ش از الفاظ و الماسش ز مضمون میچکد
از سبک تازان خیل ناز او ایمن مباش
کین سپه را از بن هر مو شبی خون میچکد
بندهٔ این نازنینانم که از یاقوتشان
خنده نازک میتراود نکته موزون میچکد
عمرها زآ سیب دوش کوهکن رفت و هنوز
اشک شیرین چو نعرق بر یال گلگون میچکد
عشق چون گلگونه بر رخسارهٔ لیلی کشید
گویدا این خو نیست کز دامان مجنون میچکد
«طالب» از رخسار معنی پرده بکشا کآفتاب
میشود یک قطره خوی و ز روی گردون میچکد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.