ای همه سرکشی و رعنائی
نمک حسن تو بی پروائی
مشق سودای ترا خاصیتی است
عقل کاهی و جنون افزائی
ای ز طغیان هوای تو مرا
سر هر موی بتن سودائی
وی ز سودای تو بر ساحل شوق
کشتی طاعت ما دریائی
آتشم گفتی و در وادی خویش
باد سنجی و هوا پیمائی
آتش از دور نماید نزدیک
تو ز نزدیک چرا ننمائی
چشم «طالب» ز غم هجر تو زد
دست بر دامن خون پالائی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.