میم باز بیگانهٔ مشربست
تبسم غریب دیار لبست
من از جالخود آگهم ای طبیب
تباشیر مرگم علاج تبست
بزیر زنخ شوخ چشم مرا
بهشتی ترنجست یا غبغبست
عروس غمست اینکه با خاطرم
زبان بردهانست و لب برلبست
بکوشش توان شدهم آغوش کام
طلب خضر سر چشمهٔ مطلبست
گل مشربت کم کند رنگ و بوی
گرت سیر در گلشن مذهبست
همه دیو خیزد ز مذهب سرای
پری در عزبخانهٔ مشربست
زیاد رخت چشم بیخواب را
گل صبح در آستین شبست
ببخشد در و شمع خورشید نور
شب بخت ما عنبرین کوکبست
می عیش در ساغر ما غریب
چو مو بر کف و استخوان بر لبست
نه بر علم نازم چو «طالب» نه شعر
بهین شیوهام وسعت مشربست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.