گاه نظاره گل از چشم تر خود میپاش
چمنی چند براه نظر خود میپاش
با تذروان بلا شوخ شدی در پرواز
گرد آسودگی از بال و پر خود میپاش
شیوهٔ خضر ز گمراه نوازی دورست
کف خونی همهجا بر اثر خود میپاش
مرکز دایرهٔ ماتمیان باش بذوق
خاک این پیکر خاکی بسر خود میپاش
جوش زدگریه نئی کم ز سحابی «طالب»
جذب خون میکن و بر بوم و بر خود میپاش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.