یا رب دمگرم که پریشان نفسم ساخت
بودم بزبان طوطی قدسی مگسم ساخت
آه که از آرامگه عشق مجرد
زنجیر کشان سلسلهدار هوسم ساخت
بر گوش دلم نغمهٔ داودگران بود
نفرین که همدوش فغان جرسم ساخت
بی زحمت دام و قفسی آه که صیاد
از بال و پرخویش اسیر قفسم ساخت
میرفتی و ساکن شده بودم بوداعت
سیماب مزاج آن نگه باز پسم ساخت
از بسکه تنم چون مژه دندانه شداز ضعف
مشاطه غم شانهٔ زلف نفسم ساخت
«طالب» منم آن سیل سبک سیر که ایام
زنجیر بپا لطمه خورخار وخسم ساخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.