بی نور شعله از دم گرمم فغان بخاست
دل آتشی نکرد که دود از دهان بخاست
ایگل یکی ببال که با صد خزان گرفت
نقش رخ تو از طرف بلبلان بخاست
شایستهٔ خدنگ غمش خوندل نبود
تیری نزد چنانکه دریغ از کمان بخاست
تا بود بوسهگاه جبین بود کوی دوست
هرگز نشان سجده ازین بوستان بخاست
بر بخت خفتهام لگدی چند برزدم
سنگین غنوده بود ز خواب گران بخاست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.