ترسم از کاسهٔ سر بوی شرابم برود
مژه برهم زنم و با مژه خوابم برود
دوردانم که بدینسوز بلندی که مراست
کمتر از یکدو فلک دود کبابم برود
از گلاشک نه آنگونه معطر جسدم
که بشستن ز کفن بوی گلابم برود
برص هو بجوانی کنم از آه سیاه
پیر گردم اگر این رنگ خضابم برود
گوهر عشقم و دریا بسرم میلرزد
آه گر ز آتش غم آبم و تابم برود
میروم گرم و هر آن یار که گوید بکجا
گویم آنجا که دل خانه خرابم برود
تا به پیری بچه تلخی گذرانم «طالب»
عمر زینگونه اگر همچو شبابم برود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.