به یمن عشق ز اسباب عیش دلتنگم
بنغمه در شکر آبم به نشئه در جنگم
سموم نیستم ای باغبان درم بگشای
بجان گل که یکی بلبل خوش آهنگم
پرم ز ناله بنوعی که عندلیبان را
رسد بگوش صدا از شکستن رنگم
دل ضعیف من این بس که عاجزی چو نسیم
بزور دامن زلفش کشید از چنگم
چنان ز عشق کم آزار گشتهام « طالب »
که شیشه موم دلی یادگیرد از سنگم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.