بشور آن زلف را آشوبی بمغز نوبهار افکن
بکش بند نقاب و آتشی در لاله زار افکن
بهار نیم رنگت میدهد یادی ز مخموری
یکی پیمانه بر لب گیر و صد گل بر عذار افکن
کنارم پر شد از لخت جگر ای باد نوروزی
بیا برگ گلی را در گریبان بهار افکن
بر نک عیش گوهر بیشمار است ای محیط دل
چو غم در دانهٔ گر میتوانی بر کنار افکن
بجرم مردمی میسوزدم ای مردم دیده
بیا آب دهانی بر جبین روزگار افکن
بلوح نکته رنگ آمیزی (عرفی) مکرر شد
بیا «طالب» یکی نقش نوی بر روی کار افکن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.