گذشتی بر من و دامن فشاندی
گل چاکم به پیراهن فشاندی
فشاندی بر دلم پیرایهٔ حسن
بساط برق بر خرمن فشاندی
پراکندی بچشمم عکس رخسار
گل فردوس بر گلخن فشاندی
دماغم در لحد بشکفت زان عطر
که بر لوح مزار من فشاندی
همان دامن که از دستم ربودی
پر از گل کرده بردشمن فشاندی
همه در دیدهام گشتی خس و خار
همه بر سینهام سوزن فشاندی
غبار فتنه شد بر عرش گستاخ
چو دست از ناز بر توسن فشاندی
بتان از چهره گل باشند درخوی
تو هنگام عرق گلشن فشاندی
بجای خار و خس برخاک «طالب»
چه شد کامشب گل و سوسن فشاندی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.