مائیم که خفتان ظفر در برما نیست
توفیق سواریست که در لشگر ما نیست
ما باد عنان، کشتی سیماب متاعیم
دریا همه گر کوه شود لنگر ما نیست
از ما طلب یأس کن ایخواجه نه امید
کآن جنس متاعیست که در کشور ما نیست
صد میکده بهر لب ما مست سماعست
با اینهمه نم در جگر ساغر ما نیست
از بوم و بر تودهٔ خاکستر حسرت
چون گل نکند دود مگر بستر ما نیست
از بام قفس یکسر مو اوج گرفتن
کامیست که در طالع بال و پر ما نیست
گردیدهٔ نرگس بمثل نور پذیرد
انگشت تعجب نگزی اختر ما نیست
نی دانهٔ آفت زده، نی گنج بخلیم
وین طرفه که جز خاک جهان بر سر ما نیست
« طالب » گل اشکی که بهاری نفزود
در دامن مژگان جگر گستر ما نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.