داریم نذر گوش تو ایدل حکایتی
بشنو ز ما بلهجهٔ بلبل حکایتی
از شکر تو منتظر صد فسانهایم
هر لحظه مگذران بتغافل حکایتی
درشکوهٔ تو اهل چمن یکزبان نیند
بلبل حکایتی کند و گل حکایتی
ازعیش ماندهایم خوشا همدمی که باز
بر گوش ما زند ز گل ومل حکایتی
دارد بزلف او چه سخن آن سیه زبان
باری بیان کنند ز سنبل حکایتی
عادت بذکر مسکنت و فقر کردهایم
بر گوش ما مزن ز تجمل حکایتی
وقف زبان شانه کنی گوش تا ابد
گر بشنوی از آن خم کاکل حکایتی
بیحاصلی صبر کم از اضطراب نیست
آن به که نشنوی ز تحمل حکایتی
«طالب» کنون که بر سخن تست گوش یار
سرکن ولی ز گوش تأمل حکایتی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.