تا دل شیفته را ضعف گریبان گیرست
در گلوی نفسم موج هوا زنجیرست
با هم آغوشی تمثال رخی پنداری
پردهٔ چشم خیالم ورق تصویرست
صیدگاهیست سر کوی تو کز دهشت شوق
سایه طایر اندیشه درو نخجیرست
پیچش زلف نفس باش که در گوش سماع
نالهٔ بی خفقان نغمهٔ بی تحریرست
روزگاریست که از شرم تهی دامانی
جبهٔ دیده نهان در عرق تشویرست
هان دل از کعبه مقصود گذشتی و هنوز
محمل عزم تو در قافلهٔ شبگیرست
هایهایی که در سوز دل «طالب» نیست
همه گر نشتر رشک است که بی تاثیرست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.