من مردانه کش نه هژبر بلا کشم
محنت پسند و جور پسند و جفا کشم
شام سیه گواست که چشم ستاره را
تا صبح این کبود نفس توتیا کشم
گر سر بپای خلق نیارم فرو چو خاک
عیبم مکن که شعلهٔ سر در هوا کشم
ای غمزه با تو گر نکنم همرهی رواست
تو برق باد سیری و من لنگ پا کشم
شد عمرها که در خم این گنبد کبود
رنج قدر پذیرم و جور قضا کشم
درد است دانهئی که مرا قوت جان از اوست
دل آسیای محنت و من آسیا کشم
محنت کشم چو ریزهٔ زر در دهان گاز
نی باکمند جذبه چو زنبق بلا کشم
انجیر خواره مرغ نیم باغبان ز باغ
دورم مکن که بلبل مست نوا کشم
«طالب» کشاکش تو بمن عین ابلهیست
زیرا تو رند لای کش و من بلاکشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.